تبليغاتX
تمدن ایران

تمدن ایران

تقویم تاریخ ملت ایران

آرمين عزيزم

من مجبور شدم در اين وبسايت چند پرسش از شما ودوستان مشتركمان بكنم كه اميد وارم خواننده ئي وجود داشته با شد كه بخواند وجواب من را بدهد

اولين پرسش- معني وبلاك نويسي چيست وچرا در اينتر نت وبلاگ مينويسند

دومين پرسش اين است مگر غير ازاين است كه در بلاك فا فقط در حول عنواني كه انتخاب شده است بايد چيزي ننوشت- كه دراين وبسايت نامش تمدن ايران است كه خوانند گاني بايد داشته باشد كه معني واقعي تمدن را بدانند واگر خوانندگان اظهار نظر ها ي  واقعي در مورد مطلب نوشته شده ننمودند يا دراين سطح نيستند ويا در گروه تفريح وسرگرمي وگفتگوي خصوصي بين خود هستند

وقتي مطلبي نوشته ميشود كه اظهار نظر كنندگان نظراتشان به شخص ديگري ميباشد چه دليلي ميتوان آورد ك دراينجا گروه بندي فكري حرف اول را نميزند نه عنوان مطلب نويسنده كه بارها ديده شده است افرادي در سالن ها براي تماشاي كنفرانس جمع ميشوند ومخاطبين در حال گفتگوي خصوصي وجك گفتن هستند وگوينده هم مثل اينكه دور كوكش تمام شده ومرتب دلي دلي ميخواند

كه دراين وبلاك كاملا قضا يا وا قعيت دارد

من نه از كسي مزدي ميگيرم ونه احتياج دارم بلكه با هزينه سنگين كارت اينتر نت وبهاي تلفن هر مقاله كه مينويسم حدود ده هزار تومان خرج برميدارد ومحتاج تشويق هيچكس حتي خداوند متعال هم نيستم چون در مقابل مردم وطنم مسئوليت دارم ودر حال اجراي مسئوليت خودم هستم

بگذاريد مطلبي را در اين مورد بنويسم يكي از بستگانم در ارو پا مشغول تحصيل است دوستي هم سن خود حدود بيست وچند ساله اش كه از زادگاهش از راه روسيه وارد ايران شد كه بچند كشور ديگر نيز سفر كند بما معرفي شد  اين جوان وارد شد ونا گهان چنان عاشق

وشيفته ايران شد كه روزي 16 ساعت مشغول بازديد از اماكن ديدني بود ومسارت بخارج را بكلي فراموش كرد وقتي از او سئوال شد كه اين چه روشي است كه در پيش گرفته اي جواب داد وقتي از وطنم عازم ايران شدم آنچنان تبليغ عليه كشور شما شده بود كه تصور كردم بمحض اينكه وارد ايرا بشوم بايد باشتر حركت كنم وگوشت حشرات ووخزندگان بخورم گرفتار هزار بلا واعتياد ويا مواجه با مرگ بشوم به همين دليل تصميم گرفتم بيش از 48 ساغت در ايران نمانم حالاكه آمده ام

با بي نظير ترين تمدن جهاني اخلاقي قرار گرفته ام ايرانيان بقدري مادب ونيك رفتارند كه من دراين كشور خودم را هم وطن آنها ميدانم وهرگز احساس غريبي نميكنم وبهمين دليل هركس از هرطريق ولو تهاجم بكشور شما وارد شده مقيم گشته وافتخار كرده كه من ايرانيم اين جوان ارو پائي دانشجو تمام تاريخ ملل را ميدانست

از ايشان پرسيده شد بدون تعارف از كدام رفتار ايرانيان بدت آمده گفت از رفتار بعضي جوانان ايراني كه سعي دارند حركاتشان ولباسشان وادب شان شبيه جوانان نا اهل ارو پائي باشد  در هركشوري بد وخوب در كنار هم هستند من ارو پائي از نظر ابزار كسري ندارم ولي از نظر اخلاق محتاج تمدن وفرهنگ غني شما هستم چرا جوانان شما اينطورند

وقتي اين حرف هارا شنيدم از اين جوان بلند همت ارو پائي حسوديم شد  ودر دل گفتم راست ميگوئي من در سه وبسايت خودم سه مطلب بي نظير نوشتم  حتي دوست كوچك سن من آرمين رغبت خواندن آنرا نكرد چه رسد به ديگران مسئله چيز ديگر ومشگل چيزهاي ديگر است ؟؟؟؟

 

+ نوشته شده در  شنبه دهم شهریور 1386ساعت 11:20  توسط   | 

پرسش من از گروه سه تفنگ دار گروه سه نفری

مخاطب من جناب مهدی عزیز

 وهمچنین درمورد مقاله من افتخار میکنم میباشد

دوست عزیز جناب مهدی در این وبسایت شما مختصری در مورد تاریکی های تاریخ ایران نوشتید که چرا نام هخامنش در تاریخ پیش دادیان وکیا نیان نیامده وچرا داستان شاهنامه که به کیخسرو رسیده یکدفعه تاریک گردیده ومراتبی بنطم در آمده که انسان را سر در گم میکند که واقعیت چیست ؟؟ وچرا این طورشده

ومیبایستی اینجانب

در این مورد باشما هم صدا میشدم وجواب مبسوط قانع کننده ئی مینوشتم که به دو علت این مهم انجام نشد اول اینکه چند ی قبل بعلت  پیش آمد فوت نزدیکانم وکسالت عده ئی دیگر افکارم را پریشان نمود ..  وعلت دوم هم قالب بندی موجود در بلاگفا بیشتر جنبه فانتزی دارد وبرای ساختار وبلاک نویسی گروهی ساخته نشده وباید صبر کنیم عده ئی اظهار نظر درست ونادرست بکنند که خود یک بحث جدید بی پاسخ را بوجود می آورد که موضوع های اصلی تحت الشعاع بحث های اظهار نظر کنند گان  قرار میگیرد وموضوع بطور کلی منتفی میگردد که سئوال مهم شما بدین سر نوشت گرفتار شد ..  ومن تصور میکنم که شما از این بابت دلخورشده اید که حق هم دارید

لذا پیشنهاد میکنم

شما وآقای راد منش  واینجانب  اینگونه بحث ها وسئوال های خودرا در وبسایت خود مطرح کنیم  ودر وبسایت گروهی یکدیگر وخوانندگان عزیزرا با توضیحی کامل هدایت نما ئیم  به وبسایت های خصوصی خودمان  .. وجواب هارا تحت مقالات گوناگون از یکدیگر بخواهیم در این موارد مقاله بنویسند وخو انندگان را دعوت به اظهار نظر کنیم

واینجانب اول شروع میکنم

دونفر از دوستان اظهار نظر کننده در مورد مقاله  من افتخار میکنم .. در موضوع پرچم سه رنگ شیرخورشید وهمچنین در مورد صحت اینگونه تاریخ ها سئوالاتی را مطرح کرده اند که دراین جا به شرکای  گروهی پیشنهاد میکنم هرکدام در وبسایت خود دراین مورد شرحی بنویسیم واز این وبسایت از خوانندگان خود بخواهیم به وبسایت های ما سری بزنند واظهار نظر کنند تاحقیقت ها از تاریکی خارج وواقعیت ها آشکار گردد واین بنده که خودم باشم ؟؟ اگر راه حل عاقلانه ئی پیدا نگردد .. منهم به آقای مهدی اقتدا میکنم   و ومانند سابق به وبسایت خودم میپردازم شاد پیروز باشید

+ نوشته شده در  دوشنبه یکم مرداد 1386ساعت 19:2  توسط   | 

ما ا يرا نيان انسانها ئي هستيم با تمدني كه ريشه در ده هزار سال تاريخ دارد

ما ا يرا نيان انسانها ئي هستيم با تمدني كه ريشه در ده هزار سال تاريخ دارد

كه 2500 سال درسطح جهان بصورت مدون تا ريخ ساز جهان هستيم

در اين 2500 سال

ملت ايران ** 1100 سالش دين خدائي زرتشتي داشته   و1400 سالش مسلمان هستيم وهميشه در راه اسلامي كه اساسنامه اش عقل ومنظق وخرد ميباشد وبا هرچه شرك ساختگي وتحميلي جنگيده ايم چون خدا واسلا م را در عقل ومنطق وخرد خدا دادي خود يا فته ايم كه سنبل  اين اسلام عمل وكردار علي مراضي واولاد معصوم اطهارش بر ما آشكار است وبدعت هارا بدور ميريزيم واستوار در راه هدايت خداوند متغال در حركت هستيم

در درجه اول  ا فتخار ميكنم كه ايرا ني هستم

وافتخار ميكنم كه سنبل مليت من پرچم سه رنگ و شيرو خورشيدش در قلب روانم حكاكي شده وزدودني نيست

ومطمعن هستم كه اگر بعلت ضعف دولتهاي ساساني

وخيا نت هاي سرانش در سياست گذاري هاي ملي نبود؟؟ اعراب نميتوانستند به ايرا ن عزيز حمله كنند؟؟

ولي باز ملت ايران دين مبين اسلام را    بر ديگر اديان تر جيح ميدادند و بر          ميگزيد ند وزيبا تر از امروز زندگي ميكردندوبراي مدعاي خودم منطقي دارم كه

مينويسم

اول اينكه برخلاف جناب دكتر نوري زاده كه چند شب پيش در سيماي امريكا تاريخ ايران را مسخره ميكردند كه ايرانيان ميگويند هشت هزار سال تاريخ داريم وجناب كنگر لو با نيشخند ميگفتند بعضي سه هزارو پا نصد سال ميگويند ونوري زاده با طبعيت يهوديانه  ميفر مودند تاريخ ايران از زمان كوروش است و2500 سال بيش نيست

من نميگويم

ولي اكثر مورخين ميگويند اقوام آريا ئي از ده هزارسال قبل از ميلاد مسيح بايران كوچ كردند ودانشمندان امريكائي ميگويند در اثر بر خورد سنگ عظيم آسماني برزمين آنچنان غباري بهوا برخواست كه جلوي نور خورشيد را گرفت ووموجبات يخبندان چند قرني را بوجود آوردكه درتاريخ باستاني ما آمده كه در زمان طهمورث ويا كيو مرت در اثر جنگهاي اهريمنان آسمان نيلگون شد وسالها برف باريد وگياهي در زمين سبز نشد واو برسر كوهي بلند مردم خودرا بسرزمين خرم آريائي رهنمون كرد

من نميگويم تاريخ ميگويد

طهمورس وكيو مرث وجمشيد پرچم خودرا اول رنگ سبز انتخاب نمودند كه سنبل محور كشا ورزي وگله داري ايران بوده وهست وخواهد بودورنگ سفيد را بزگزيد ند كه نشانگر صلح وعدم جنگ و تجاوز به ساير ابناي بشر در سطح جهان است ورنگ سرخ را گزينش كردند كه چنانچه لازم باشد مردم ايران  سطح كشورشان را از خون متجاوزان رنگين وسرخ فام خواهند نمود

وشير وخورشيد را نشان پرچم خود نمو دند

كه شير علامت وقار وشجاعت ملت ايران وخورشيد علامت نور دانش وعلم ملت ايران بوده كه جهان را منور  كرده وخواهد كرد

البته بركسي پوشيده نيست

كه كورش كبير وجانشينانش به عنوان نظام هخا منش  بنيا ن گذار امپراطوري جهاني عظيم ايران  بوده اند كه سر حدات ايران را از شرق تاچين واز غرب تا درياي مديترانه وشمال افريقا گسترش دادندو مدرك من گذشته از مورخيني چون هردوت بوده بلكه بزرگترين تاريخ نگار جهان مورخيني دانشمند معروف به كعب الا خبار(يعني خانه اخبار) بوده اند كه چكيده آن را فردوسي بصورت مستعار شعر گونه چون سيمرغ وغيره بنظم در آورده

ومسلم است چنين مردم وملتي

كه در آغاز زندگي اش دين آريائي يعني خرد مندي زرتشت را برگزيد  ونام ايزد ومزدا وهرمزد را نام خداي يگانه  قرار داد وآتش را  چه بوسيله شعله اش ودودش وسيله مخابرات اخبار قرارداد واولين مورس خبرگذاري را بنياد گذارد وآنرا مقدس قرار داد ((چنانكه امروز نيز مخابرات توسط شعله وانر ژي برق بر جهان مخابره وديكته ميشود ودانشمندان بزرگي داشت كه فردوسي نام اورا به مستعار سيمرغ گذارده اين چنين ملتي دين بهي را برگزيد كه در صحراي وحش طبيعت چون نجد عربستان نور خدائي بر قلب روان بزرگ مردي چون محمد مصطفي پرتو افكند وگفت بخوان اي انسان كه از نطفه توليد شده ئي كه هيچ نميدانستي وخداوند ازراه كرمش بتو آموخت علم وقلم خودرا  كه از هرچه شرك ويت پرستي است دوري كني كه هرگاه سستي كني بدرستي زيانكار خواهي شد

ايراني هميشه جهان نگر بود

واز پيله رفتن ودر خود فرورفتن بيزار بود وعلم ودانش را در جهان حستجو ميكرد وچون در طول تاريخ دين وآ ئينش دولتي ومنحرف شد دين نوين جهاني اسلام را بر گزيد

اما افسوس

كه در طول زمان اين دين درزمان بني اميه وبني عباس به كجروي وانحراف رفت ومردم جهان را به يكدسته يك در دهزار نژاد خود كامه عربي تقسيم وتقريبا كل مردم جهان خصوصا ايران را در كيسه مار گيري خود بعنوان مملو كان انداخت ودر اينجا

ايرانيان انديشمند دانش پر ور ساكت ننشستند

واسلام واقعي را در خاندان علي مرتضي يا فتند

چون اين مقاله طولاني خواهد شد بقيه را در هفته بعد خواهم نوشت-

چون در بلاگفا جملاتي براي اظهار نظركننده گذارده كه هيچكدامشان مورد نظر من نيست واينجانب هرچه مينويسم براي وظيفه ئيكه نسبت بوطنم دارم مينويسم واگر در نوشته هايم مينويسم دوستان خطابم بكسانيست كه به آنها خدمت ميكنم بنا براين منتظر اظهار نظر كساني نيستم كه تصور ميكنند  بمن جايزه ميدهند جايزه را خداوند بمن داده كه ميداند عمرم را بيهوده براي خوش آمدن ويا تنفر اين و آن صرف نكرده ام .. اگر دستور العمل حذ ف اظهار نظر هارا اجرا نكرده ام براي اين است كه دوستانم را نرنجانم چون نبشته هاي من براي فارسي زبا نان  سطح جهان هم مطرح است وآنها دستر سي باظهار نظر را ندارند  بنا براين اين نوشته ها تبديل بكتاب هائي خواهدشد كه وقف مردم اهل دانستني هاي گم شده هستند محمد علوي

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هفتم تیر 1386ساعت 7:31  توسط   | 

قاتی پاتی

قاطي پاتي

دوستان دو خاطره از باد بادك نوشتم ويك مقاله از ديار مردگان .. كه كسي به اونها توجه نكردكه جاي نگراني نيست بقول آرمين ودخترم فرينوش زمان كار خودشو ميكنه

اما جالب توجه اينه كه

يه نفر بدون زكرنام ونشان سايتش..   يه اظهار نظر كرده كه چون بدون عينك خوندم تصور كردم خودشوان معرفي كرده وقتي عينك زدم متوجه شدم:ن نوشته كه در اينجا كپي نوشته او وجواب خودم رو منعكس ميكنم تا به مقاله قاطي پاطي برسم

نویسنده: ن

پنجشنبه 21 تير1386 ساعت: 7:44

تبریک میگم تو دری وری نویسی خیلی با استعدادی

 

جواب نویسنده: محمد علوی

پنجشنبه 21 تير1386 ساعت: 9:7

نویسنده محترم وباتربیت خانوادگی؟؟ که نام خودرا طوری نوشتی که فکرکردم ان است خوب که نگاه کردم دیدم:ن است البته میبخشید این از ضعف چشم من است
ولی نوشته ئی دری وری وجرات نکردی آدرس خودرا یعنی ویب خودت رابنویسی تصور میکنم که میشناسمت
آدم ؟؟؟ حسابی؟؟؟ یک خورده شهامت داشته باش در این مقاله که اظهار نظر کرده ئی کجاش دری وری هست نقل قولی کردم از یک کتاب بنام سیا وشون که اظهار نظر کننده ئی نوشته از خانم دانشور است..  وبعد از شعور وفهم مردم بی بضاعت ایران چون روستائیان وعشایر اسیق که چگونه تاریخ وطن خودرا میدانند نوشته ام .. کجای این نوشته دری وری هست آیا تو آنقدر سواد داری که معنی دری وری را بفهمی خواستم نظرت را پاک کنم ولی منصرف شدم چون معرفی امثال تو رفقای هم فکرت را هم رسوا میکند شجاع باش شرح بده کجای نوشته های من دری وری هست ؟؟

بقول امروزي ها در اين راستا؟؟متاسفانه بفر هنگ دهخدا دسترسي نداشتم فرهنگ عميدرا  باز كردم كه معني دري وري را بفهمم با تاسف چيزي در مورد دري وري نوشته نبود .. الي اينكه چها ر پنج كلمه دري بود كه يكيش مربوط بود كه دري زبان فارسي كنوني ميباشد كه بعد از

زبان پهلوي متدا ول شده

خوب كه فكر كردم  متوجه شدم در فارسي كناررا هم (وَر ميگويند) يعني اگر در كنار دري. ور راهم بگذاريم   خوانده ميشود دري .ور- پس صيحيح آن ميشود زبانهاي ديگري كه كنار فارسي بگذارند مانند تركي وعربي و لاتيني خوب چرا اين جمله تبديل شده به دري وري چون بسياري از  جاهلان قدرت تشخيص مطالب را ندارند .. اين جمله دري وري شده ورد زبان بيسوادان وجاهلان وداش مشدي ها .. وبعضي دانايان عصباني مزاج كه يهو فرياد ميزنند چرا دري وري ميگي.. كه مقصودشان اين است چرا پرت وپلا ميگي يعني اينكه چرا حرفي ميزني يا مينويسي كه ربطي بصحبت هاي امروزت ندارد..

بگذاريد مثالي در اين مورد بزنم شخصي كه در بازار كاسب بود وخيلي مقيد بود كه عربي را با فارسي بلغور كند هيزم فروشي را ديد كه هيزم هارا بار اولاغش كرده وببازار آورده فرياد زد مئومن اين حلب هارا كه با رسن بسته ئي وبر اين حمار حمل ميكني بچند درهم شرعي شراع ميكني..  هيزم فروش باسواد جواب داد اگر هيزم ميخواهي باري پنج قران اگر ميخواهي فارسي وعربي را بلغور كني برو مكتب خانه مدتي آفتابه آب كن تا آدم شوي؟  حالا خودتان قضا وت كنيد مرد بازاري  وري را كنار فارسي گزارد يا هيزم فروش؟

خوب اين را تصديق ميكنم كه گاهي نوشته هاي من بنظر پر ت وپلا مي آيد ولي اهل تفكر ميدانند كه

من در خاطرات باد بادك ها ايگونه پرت وپلا مينويسم وعلتش هم اين است كه در نوشتن يك مطلب رجوع ميكنم بخاطراتم ودر همين مورد خاطرتم چون باد بادك نوسان پيدا ميكند و خاطرات مشابه را هم مينويسم

مانند سوويشون از خانم سيمين دانشور

و يه هو.. ميرم تو عشاير وروستا ئيان  شاهنامه خوان وقهوه خانه ها و زور خونه ها وشير خدا و حاج سيد حسن هاي رزاز كه همه تاريخ حماسه ايران يعني               شير مرداني چون فردوسي را ميدانند كه اين  محتر م آقا يا محترم خانم برداشت دري وري ميكنند؟ آيا حماسه هاي ملت ايران از نظر ايشان دري وري ميباشد پس

واي برملت ايران

يكي ديگر از خاطرات قاطي پاتي من موضوع كشور مصر است كه چندي پيش تلويزيون امريكا وسايل جراحي پزشكان مصري را در چند هزار سال قبل از ميلاد مسيح را نشان ميداد كه با وسائل جراهي امروز امريكا فرقي نداشت حتي ظريف ترازآنها بود ولي اين كشور قرن هاي متفاوت مستعمره كشور ايران بود؟؟

ولي در زمان حكومت جمال عبدالناصر

جنگ سردي ميان مصر وايران در گرفت وتبليغات دوطرف مرتبا بهم مي تاختند ودم از برتري ملي خود ميزدند تا اينكه روز نامه نگار دانشمند ايراني چون

عبدالرحمن فرامرزي

مدير اسبق روزنامه كيهان سابق نوشت ما ايرانيان درست است كه مسلمان شديم واكنون شريعت اسلام در كشور ما جاري ميباشد  ولي زبان ما فارسي وآ ئين ملي ما از همان گذشته هاي بسيار دور است كه تاكنون مليت خودمان را حفظ كرده ايم  حال چه ميگوئي مصري قبطي چند هزار ساله كه با يك حمله از بيخ عرب شده ئي وبما خرده ميگيري

حال آقا يا خانم؟ ن؟ اين نوشته ها كه از خاطرات باد بادك من بيرون مي آيد دري وري ميباشد يا شناسنامي ملي وفر هنگ با فرو شكوه ملت ايران است راستي چرا شما از اينكه مينويسم روستا ئيان كشور ما وطن پرست ترين ودانا ترين طبقات مردم ايران هستند شما عصباني ميشويد وآنرا دري وري ميخوانيد در حاليكه اين روستا ئيان ما هستند كه فقط زبان فارسي حرف ميزنند كه مشحوت از زبان پهلوي وآذري وكردي وعربي وايلامي وغيره در كنار يك ديگر  است وهريك ازاين روستا ها لهجه هاي محلي را چاشني زبان زيباي فارسي ميكنند شادو پيروز باشيدمحمد علوی

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و سوم تیر 1386ساعت 22:36  توسط   | 

یک سوال

 

با درود و سلام به دوستان عزیز و ارجمندم

 

دوستان ، یکی از دوستان دانشگاهی من که پدر دو فرزند هم هستند. ما در درس تنظیم خانواده

 

باهم همکلاس بودیم و رفت و برگشتمون هم تقریبا با هم بود و ایشان هم بارها من را مورد

 

لطفشان قرار داده و به وبلاگم سر می زدند و اضهار نظری هم می کردند.

 

چند روز پیش که ایشان را دوباره دیدم از من خواستند که در وبلاگ یک سوالی بنویسم و شما

 

دوستان عزیز نظرتان راجع به آن بنویسید و به گفته خودشان نظر های شما برایشان کاملا مفید

 

خواهد بود.

 

سوال ایشان این بود:

 

" شما فکر کنید که پدر یا مادر دو فرزند نوجوان و یا جوان هستید. که یکی دختر و دیگری پسر

 

هستند. و شما روری کاملا اتفاقی متوجه می شوید که دختر و پسرتان با جنس مخالفی دوست

 

هستند و عاشق هم هستند و بهم علاقه دارند. شما در این موقع چه عکس العملی خواهید داشت و

 

رفتارتان با فرزندتان چطور خواهد بود؟؟؟ "

 

و به گفته خودشان اظهار نظرهایتان کاملا مفید خواهد بود

 

امیدوارم که این دوست عزیزم به جواب سوال و هدفی که دنبال می کنند برسند

 

شاد و موفق و سربلند باشید

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیستم تیر 1386ساعت 23:2  توسط   | 

جواب دوستی عزیز

جناب آقاي آرمين راد منش دوست عزيزم

نميدانم بچه مناسبت دراين وبلاك گروهي چيزي ننوشته اند و باينجانب تاٌ سي نمودهاند؟و شرحي در مورد فرهنگ نادرست واستفاده ناصحيح از اينتر نت وفرهنگ بد واستفاده فا قد تربيت ايراني در چت روم ها با الفاظ ركيك ولوس ولطيفه هاي چنش آور  در وبسايت خصوصي خودشان                                     wwwk . hasdmighat blogfa.com

در مورد فرهنگ نادر ست در اينتر نت  وچت روم وبي نزاكتي  چندش آور بعضي ها نوشته اند

 وآلمان پيشرفته وكشور هاي ديگر را مثل زده اند

واز اينجانب خواستند

دراين مورد اظهار نظر كنم كه كردم  .. ولازم دانستم در اين وبسايت گروهي برخلاف تصميم قبلي كه چند مقاله خودم را هم حذف كردم بقول شعار دهندگان امروزي در راستاي؟؟؟ بهينه سازي؟؟؟ وووو؟؟؟ افكار دوستان مجددا شرحي بنويسم كه مطمعن هستم كسي نميخواند؟ كه اظهار نظر با استدلال عقلائي بكند

اكنون بدين باور رسيده ام

كه اردشير با بكان ساساني بزرگ مردي بوده كه از در يافت كلان ثروتي را كه يك كفش گر براي كمك به ارتش اوتقديم كرد مشروط براينكه فرزند اورا درسلك سپا هيانش يپذيرد آماده شكست شد؟ ولي اين هديه بزرگ را نپذيرفت كه يك كفش گر را در سپاه خود بپذيردكه پي آمدهاي بعدي مانند حمله اعراب ومغول وتاتار وغيره داشته باشد؟؟

چرا اين كار راكرد جوابش را از سعدي بشنويد

وقتي افتاد فتنه ئي در شام  هر كس از گوشه ئي فرا رفتند

روستا زادگان دانشمند بوزيري پادشاه رفتند 

پسران وزير ناقص عقل بگدائي به روستا رفتنددر

دبستان كه بودم در كتاب درسي نوشته بود عينك سواد نمي آورد وامروز بايد نوشت ثروت ومال و منال قلابي ؟؟ تربيتي بوجود نمي آورد كه توليد كننده شخصيت والاي آدميت باشد

دوثرتمند متفا وت را ديدم كه يكي

يك چك حامل يك مليياردي بدون زكر نام كشيد بدوستي داد كه خودش آنرا بكانون سالمندان هديه كند ونامي از او نبرد؟؟

دومين ثروتمندي را ديدم

كه در ويلاي خودش يك كباب پز سبك اروپائي را كه مليون ها ريال هزينه براشته بود خراب كرد كه بجايش كباب پزي بسازند كه رهگذران سيخ هاي كباب را از خارج ويلا ببينند كه چطوري آنها كباب هارا بنيش ميكشند؟؟

كارگري صنعتگری را ديدم

گه فرزندانش مهندس وتحصيل كرده شدند وجزو بزرگان وخدمتگذاران بوطن عزيز مان ايرن هستند وباعث افتخار هر ايراني ميباشند

كارگر صنعتگر ديگري را ديدم

كه فرزندش پزشك حاذقي ميباشد كه گرفتار افيون است وچندي قبل بعلت مصرف افيون نميدانم چي؟ از طبقه دوم خودرا پرت كرد بجوي آب كوچه كه تصور كرده بود دارد توي استخر خانه اش شيرجه ميرود؟؟

آلمان شرقي داريم وآلمان غربي؟

مردم آلمان غربي مطيع آن هستند كه بگويند مزد آن گرفت جان برادر كه كار كرد

مردم آلمان شرقي فرار كرده از چنگال كمونيسم مطيع آنند كه بگويند مزد آن گرفت جان برادر كه چپاول کرد

توخود ببين كه تفاوت ره ازكجااست تا بكجا؟ وچيزي از اين گوياتر نميتوانم بنويسم الا اينكه بقول سعدي علم را گربدست نا اهل دهي مانند اين است كه تيغ را بدست ديو مست دهي كه البته گفته سعدي چيز ديگر است ؟ شاد باشيد

+ نوشته شده در  دوشنبه هجدهم تیر 1386ساعت 8:11  توسط   | 

" خط بقا " یا " خط فقر " یا خط خطی صورت مسئله

 

" خط بقا " یا " خط فقر " یا خط خطی صورت مسئله؟؟!!

 

با درود و سلام به دوستان عزیز و ارجمندم

دو روز پیش، بنزین سهمیه بندی شد. و در اجرای این طرح مشکلاتی بوجود آمد. افراد ناراضی از این مسئله اعتراضاتی انجام دادند. ماشین هایی را آتش زدند و به تعدادی پمپ بنزین هم خسارت وارد کردند و ترافیکی که تا نیمه های شب ادامه داشت و زشت تر از آن درگیری مردم بود که به هیچ وجه در شان مردم ایران نبود.

اما این طرح عملی شد و سهمیه ای برای هر ماشینی از قبیل شخصی ، اداری ، تاکسی ، آموزش رانندگی و ... در نظر گرفته شد و به اطلاع همگان رسید.

اما در این بین اقتصاد ایران و مردم ایرانی هم دچار تغییر و تحولاتی شد. دیروز در تاکسی نشسته بودم و راننده آن می گفت من که از الان کارم مشخص شد و می گفت که ماشینش را در خانه اش پارک می کند و سهمیه بنزینش را می فروشد. این طور که راننده تاکسی می گفت و با حساب سر انگشتی که خودش کرده بود این کار برای او سود بیشتری دارد.

اما در این بین قیمت کالاها هم افزایش یافت بطور مثال بلیت اتوبوس های شرکت واحد از 30 تومان به 50 تومان افزایش یافت. کرایه تاکسی ها افزایش یافت و بسیاری از مواد غذایی. و می توان به ساندیس های آبمیوه هم اشاره کرد که از 100 تومان به 150 تومان رسیده اند.

اما باید با انذیشه به این مسائل نگاه کرد. و این مسائل خطرات بسیار نا گواری را به دنبال دارد. و جامعه ایران به هندوستان دوم تبدیل خواهد شد. یعنی قشر متوسط جامعه از بین خواهند رفت و عده کمی از آنها به قشر مرفهین خواهند پیوست و عده بسیاری هم به قشر ضعیف جامعه.

با این تورم بسیاری از ارزش ها از بین خواهد رفت. به عنوان مثال شما یک مرد را تصور کنید که نان آور خانواده هست و وظیفه دارد که علاوه بر احتیاجات عاطفی و مسئولیت های پدرانه خود ، نازهای اقتصادی خانواده را در حد نیاز برطرف کند. اما تصور کنید که حالا این مرد نتواند احتیاجات اقتصادی را برآورده کند. طبیعتا جلوی همسر و فرزندانش شرمنده می شود و اگر وضع به همین روش ادامه پیدا کند طعم گرسنگی را خواهد کشید و بیشتر از این طاقت شرمندگی را ندارد و طبیعتا برای سیر کردن خود و خانواده اش و برای تامین مخارج ، از دیوار مردم بالا خواهد رفت . دزدی خواهد کرد . به قاچاق روی خواهد آورد و اگر زن باشد شاید خود فروشی هم بکند و بسیاری از این قبیل و به همین راحتی بسیاری از ارزش های جامعه به زیر پا می رود.

چندی پیش رئیس جمهور اعلام کرده بود که سود بانکی باید کاهش یابد . من هم برای انجام کاری چند روز بعد از این قضیه به بانک رفتم و دیدم که پیر مردی تقاضای وام داشت و مسئول مربوطه در کمال بی ادبی پاسخ داد که بروید وامتان را از رئیس جمهور بگیرید.

در بالا صحبت از فقر شد. اما در رشته اقتصاد تعریفی در این باره داریم به نام " خط فقر " که اگر در آمد مدیر خانواده ای از حد معینی کمتر باشد آن شخص یا خانواده فقیر هست که بسته به جمعیت خانواده این رقم هم تغییر می کند . من از منابع غیر رسمی رقم هایی را شنیدم که بالا بود و بسیاری از کارمندان و کارگران به رقم حقوق هایشان اعتراض کرده بودند که از خط فقر هم بسیار پایین تر است. اما این روزه بجای خط فقر واژه دیگری به نام " خط بقا " آمده است. که چگونه این ارقام را محاسبه می کنند خدمتتان عرض می کنم.

طبق تعریف هر انسانی برای زنده ماندن و انجام ابتدایی ترین کارهای روزانه اش به 2000 کالری انرژی نیاز دارد و اگر کسی بتواند این رقم یا بیشتر کالری مصرف کند بالای خط بقا و گرنه در زیر خط بقا خواهد بود.

در علم اقتصاد برای تعیین نرخ تورم از روشی استفاده می کنند. که در این روش سبد کالای خانواده مورد مطالعه قرار می گیرد و بر اساسا افزایش قیمت این سبد خانواده نرخ تورم محاسبه می شود. اما در سبد خانواده ها مواد ضروری و مورد نیاز مشاهده می شود. و در واقع نرخ تورمی که سالانه بانک مرکزی اعلام می کند از واقعیت کمتر است.

اگر شما نرخ گوشت و غذاهایی مثل چلو کباب و نظیر آن را محاسبه کنید. نرخ تورم ازنرخ بانک مرکزی بیشتر خواهد بود و برای کاهش دادن نرخ تورم می توان کالای سبد خانواده را تغییر داد و به رقم دلخواه داد. که بحث در این مورد نداریم.

اما چیزی که این میان مهم است. افزایش نرخ تورم و پایین بودن حقوق هاست که با تورم برابری ندارد و این باعث خواهد شد تا آنطور که در بالا گفتم بسیاری از ارزش های جامعه ما زیر پا خواهد رفت . و علاوه بر خود فروشی برای بانوان و روی آوردن به قاچاق و دزدی و امثال آن که برای مدبران خانواده ممکن است رخ دهد باید به فرزندان خانواده های فقیر هم توجه داشت. طبیعتا آن ها جوان هستند اگر درد گرسنگی را نچشیده باشند حد اقل انتظارات زیادی از قبیل اینترنت . تلفن همراه . تفریحات و دانشگاه و نظایر آن را دارند که اگر به خواسته های خود نرسند آن ها نیز به ارزش ها را زیر پا خواهند گذاشت.

همه ما فیلم فقر و فحشا مسعود ده نمکی را دیده ایم و تاسف هم خورده ایم و باید چاره اندیشی کرد.

و در مثل هم داریم که انسان گرسنه دین و ایمان ندارد. و طبیعتا اگر وضع همینطور ادامه پیدا کند اوضاع وحشتناکی داریم.

البته جای رضایت دارد که رئیس جمهور قرار است با منتقدان اقتصادی جلسه ای داشته باشند و برای بسیاری از موضوعات چاره اندیشی کنند. که امیدواریم جلسه ای پربار باشد.

از اقتصاد که بگذریم به بیکاری می رسیم که درصد آن بسیار بالاست و افراد بیکار در نظام اقتصادی سربار دیگران و قشر شاغل محسوب می شوند. اما آیا حقوقی مانند دویست هزار تومان در سال حقئقی مناسب است. این فرد حتی مخارج خود و خانواده اش را نمی تواند تامین کند چه برسد به این که بار سربار خود را هم بکشد. و باید اعتراف کنیم که افراد شاغل هم درآمد ناچیزی دارند که با این اوصاف شغل هایی مانند دلالی بوجود می آیند که به اقتصاد لطمه شدیدی وارد می کنند.

از بعد اقتصادی که خارج شویم. افراد بیکار هم می خواهند ازدواج کنند اما وقتی کار ندارند طبیعتا کسی به آنها دختر هم نخواهد داد  این فرد سرشکستگی اش افزایش می یابد و آینده ای وخیم خواهد داشت. اما همین فرد بیکار هم به موضوعات جنسی نیاز دارد و نمی توانیم به همه بیکاران بگوییم که زندگی عارفانه در پیش گیرید و آنها هم به فخشا روی خواهند اورد.

امیدواریم و دعا می کنیم که جلسه رئیس جمهور با منتفدان اقتصادی به نتیجه ای برسد مردم از این گزند ها در امان بمانند.

 

** حاشیه : جای بسی شادمانی دارد که سازمان های دولتی بالاخره به استفاده از خط فارسی در ارسال پیام کوتاه ملزم شدند. و امیدواریم که این عمل پسندیده ادامه داشته باشد.

 

شاد و موفق و سربلند باشید.

 

ایران سربلند ، ایرانی سرفراز و پرچم سه رنگ ایران در احتزاز باد

 

آرمین رادمنش

+ نوشته شده در  پنجشنبه هفتم تیر 1386ساعت 13:54  توسط   | 

آرمین بسیار عزیزم = یک پیشنهاد خوب دارم .. استدعا میکنم به پیشنهادم دقت کنید وجواب آن را چه شما وچه دوستان اظهار نظر کنید

شما دارای یک وبسات بسیار زیبا بوده اید که کارتان اطلاع رسانی از کسانی بوده که بفرهنگ کشور خدمت کرده ومیکنند

در اثر عدم مدیریت کارگردانان بلاگفا یک گروه رند وبسایت شمارا تصرف کرده اند وامور کلاه برداری غیر قانونی را بمردم پیشنهاد میکنند ونتیجه زحمات شمارا از بین برده اند

وشما این دفعه کارگروهی را پیشه کرده اید که خودمن وقتی چیزی مینویسم احساس میکنم بحقوق شما تجاوز میکنم در حالیکه شما تا اکنون چیزی ننوشته اید ودوستانتان منتظر هستند وخلوت نویسنگی شما ودوستان بهم خورده است

پیشنهاد میکنم این وبسات مانند سابق در ید قلم شما باشد وماهم با اجازه شما هر سئوالی را که لازم دارید در مورد تاریخ وتمدن در یک مقاله کوتاه  بنام اینجانب ویا جناب مهدی مطرح بفرمائید وما جواب شمارا در همین وبسایت خواهیم داد

ویا جناب مهدی از اینجانب سئوال بفرمایند من جواب خواهم داد یا برعکس خود اینجانب اینکار را میکنم

غرض این است که وبسایت در مالکیت ومدیریت خود شما باشد وما بعنوان دوستان مشترک

مقا لاتی خواهیم نوشت ومقالت پی درپی ادامه دار را در وبسایت خصو صی خود مینویسیم

ودوستان را مطلع میکنیم که این مقالات را در وبسایت ما ملا حظه کنند == در غیر اینصورت چون نوشتار های من طولانی وپشت هم مانند یک کتاب است حقوق شما ومهدی عزیز را ضایع میکند دقت بفرمائید ونتیجه را اظهار نظر کنید

وبشرکت بلاک فا هم تذکر بدهید وقت وپول ما ارزش دارد مدت سه ساعت زحمت میکشیم مینویسیم هزاران ریال پول تلفن میدهیم تا می آئیم ثبت کنیم نوشته های ما محومیشود

ویک صفحه جدید بنام ورود به مدیریت باز میشود که این را من زرنگی میدانم چون یک دفعه اتفاق نیفتاده هر ماه دها بار اینطور میشود وقتی ایمل بلاگ فارا باز میکنین ده ها معما طرح میشود

که بطورکلی منصرف میشویم= محمد علوی

+ نوشته شده در  چهارشنبه ششم تیر 1386ساعت 11:56  توسط   | 

جواب چند نفر مزدور خائن

محمد علوی

دوستان عزیز

شبکوری که از دیدن نورخورشید کورشده ودر وبسات خصوصی من نوشته من ایرونی نیستم بلکه یک تورک هستم

هرچند حوابش راداده ام واینجا لازم است توضیح بیشتری بدهم

اول= درختی که تلخ است ویرا سرشت گرش بر نشانی بباغ بهشت ور از

جوی خلدش بهنگام آب ببیخ انگبین ریزی و شهد ناب سرانجام گو هر نیارد

ببار همان میوه تلخ آرد بکار

کشور همه ملت ایران شکل یک گربه نیست بلکه چون پلنگی میباشد که

سرش  روزی نام آترو پادگان داشته وامروز نامش آذر آبادگان است

وچون پلنگ تاحال غریده وجنگ کرده واز پیگر خود ایران سربلند دفاع کرده

بد نش خالهائی دارد که هریک نامی دارند چون حراسان گیلان ومازندران

کردستان وهمدان وکر مانشاهان لرو فارس با خلیج همیشه فارسش

شیرازو اصفهان ویزدو کرمان وبلوچش  ونژادهائی از کاسی وآذری وکردو

سکائی و ترکمنی وووو

ای باز مانده هون وحشی؟؟ مغول که چون شپش در جایگاه آذری های قهرمان جای خوش

کرده اید مطمعن باشید هیچ شپش آدم نخواهد شد

شماها آنقدر بی مقدارید که نمیدانید کشور ابر قدرت  امریکا هرگز اکثریت

انگلیسی ندارد بلکه شکل گرفته از مردم اروپا وآسیا وافریقا وبو میان امریکا

میباشد

اما همه زبان مشترک انگلیسی دارند

زبان مشترک ایرانیان پارسی نیست بلکه زبان دری فارسی میباشد

که کلمات مشترک پارسی وآذری وعربی وکردی وترکمنی وبلوچی وصدها

زبان محلی ایرانی مخلوط دارد ودر دفتر تاریخ بنام فارسی هنانطوریکه

میخوانید باهم حرف میزنیم

ای مگس صحنه گیتی نه جولان گه توست عرض خود میبری وزحمت ما میداری

اگر آزادی ودمکراسی این است که هر فرو مایه بخواهد وطن خودرا بفروشد

وپاره پاره کند مرگ براین آزادی ومرگ براین دمکراسی

یاوه سرائی های خائنان ومزدورانی چون شما باعث گردیده که ملت ایران

قرن های متمادی میباشد که در آتش دیکتاتوری وخفت اسارت فکری رندگی

میکندکند

وهرگاه خواسته نفسی بکشد اعمال خبیث شما آتش امنیت را برجان مردم

انداخته ودهنه با فکار بلند ایرانی زده 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه پنجم تیر 1386ساعت 17:9  توسط   | 

مطلبی برای کار گروهی

جناب آقای آرمین راد منش درود برشما ودوستان عزیز من خدمت شما عرض کردم کاری را شروح کرده ام که مربوط بکل تاریخ ایران است از هشت هزار سال قبل ازمیلاد ودلیل من نیز این بوده که تاریخ نوشتاری ایران بسیار تاریک نوشته شده چون برخلاف کشور های چین ومصر وروم قدیم کشور ما هر دویست سال یا چهار صد سال گرفتار تحول ایلغارهای تهاجمی بوده وقلم وکتابت تاریخ دردست اقوام مهاجم وجبره خواران آنان بنام سران وپا دشاهان گوناگون رقم خورده است ونوشتم من هیچ گونه تمایلی ندارم که نام پادشاهان را در نقد تاریخ آنطوریکه سلایق گوناگون میخواهند قلم بزنم واقعیت قضایا این است که در طول تاریخ مردم ایران بوده اند که تاریخ وطنشان را با جانفشانی ها وهمت والایشان قلم زده اند وچکیده تاریخ وطنشان این است که امروز مانند مصر بایک حمله عرب نشدند ومانند چین تحت رهبری انگلز ومارکس ولنین واستالین ومائو کمونیست نشدند ومانند روم تحت استیلای پاپ های رنگارنگ از کشورهای مختلف قرار نگرفتند وامروز ایران تحت استیلای بی چون چرای اکثریت مردم ایران زمین هستند که نامشان مردم کوچه وبا زار ایران است

ورهبرانشان دانشمندان وخرد مندان وشاعران ونویسندگان وهنر مندان ملت ایران است که امروز پدران ومادران وپدر بزرگ ها ومادر بزرگان این ملت است وهریک به نحوی تاریخ سینه بسینه کشور شان را برای فرزندان وباز ماندگانشان انشا نموده ومی نمایند واین جانب نیز درهمین قالب

با توجه به تاریخ سینه بسینه اجدادی وآنچه گذشت ودر حال گذ ران است در بیست جلد کتاب نوشتهام وچکیده آنرا در وبلاکم نوشته ام تارسیده ام به دوران تاریخ بعد از اسلام ایرانیان ودیگر نمیتوانم بعقب یرگردم بروم بدوران هخامنشی ها که ۲۲۰ سال پایه گذار تمدن شاهنشاهی مدون ایران بوده اند

بشما عرض کردم کار گروهی را دراین وبسات بصورتی قالب ریزی کنید که هر نویسنده خواسته های خودرا نقد کند ودر مقابل افکار عمومی قراردهد ودرعین حال بکمک قلم خود جواب سئوال های مطرح شده از طرف خوانند گان را بدهند

اکنون بدین شکل من یک مقاله کوچک بعنوان پیش گفتار نوشته ام نوشتار من میرود زیر نوشتار دیگر دوستان وبرای خوانندگان محترم خود بخود میرود توی بایگانی وخواننده متحیر میماند که مطلب دیروزی کجا رفت که باید مطلب جدیدی را بخوانند

پیشنهاد میکنم قالب این وبلاک را جوری تنظیم کنید که مانند روزنامه ها دارای سه یا چهار ستون باشد وهر ستون مخصوص یک نویسنده بوده باشد ودر عین حال از طرف دوستان مشترک در هر ماه یک سئوال از رفته ها ودر عین حال جریانات روز مطرح شود ودوستان جواب سئوال را درستون خود بنگارند وهرچه بصورت مستقل میخواهند بنویسند در وبسات خصوصی خود بنویسنداکنون من مقاله هائی در مورد دین عمومی ایرانیان با تطبیق به قوانین بین الملل در دست دارم که بدین گونه قابل درج در این وبسایت نیست چون نوشتار دیگر دوستان بالای آن قرار میگیرد ونوشتار های همه دوستان سرنوشت پراکنده مشترک پیدامیکنند وخوانند گان نیز در اظهار های خود گرفتار سر درگمی میشوند

+ نوشته شده در  سه شنبه پنجم تیر 1386ساعت 4:28  توسط   |