" خط بقا " یا " خط فقر " یا خط خطی صورت مسئله؟؟!!
با درود و سلام به دوستان عزیز و ارجمندم
دو روز پیش، بنزین سهمیه بندی شد. و در اجرای این طرح مشکلاتی بوجود آمد. افراد ناراضی از این مسئله اعتراضاتی انجام دادند. ماشین هایی را آتش زدند و به تعدادی پمپ بنزین هم خسارت وارد کردند و ترافیکی که تا نیمه های شب ادامه داشت و زشت تر از آن درگیری مردم بود که به هیچ وجه در شان مردم ایران نبود.
اما این طرح عملی شد و سهمیه ای برای هر ماشینی از قبیل شخصی ، اداری ، تاکسی ، آموزش رانندگی و ... در نظر گرفته شد و به اطلاع همگان رسید.
اما در این بین اقتصاد ایران و مردم ایرانی هم دچار تغییر و تحولاتی شد. دیروز در تاکسی نشسته بودم و راننده آن می گفت من که از الان کارم مشخص شد و می گفت که ماشینش را در خانه اش پارک می کند و سهمیه بنزینش را می فروشد. این طور که راننده تاکسی می گفت و با حساب سر انگشتی که خودش کرده بود این کار برای او سود بیشتری دارد.
اما در این بین قیمت کالاها هم افزایش یافت بطور مثال بلیت اتوبوس های شرکت واحد از 30 تومان به 50 تومان افزایش یافت. کرایه تاکسی ها افزایش یافت و بسیاری از مواد غذایی. و می توان به ساندیس های آبمیوه هم اشاره کرد که از 100 تومان به 150 تومان رسیده اند.
اما باید با انذیشه به این مسائل نگاه کرد. و این مسائل خطرات بسیار نا گواری را به دنبال دارد. و جامعه ایران به هندوستان دوم تبدیل خواهد شد. یعنی قشر متوسط جامعه از بین خواهند رفت و عده کمی از آنها به قشر مرفهین خواهند پیوست و عده بسیاری هم به قشر ضعیف جامعه.
با این تورم بسیاری از ارزش ها از بین خواهد رفت. به عنوان مثال شما یک مرد را تصور کنید که نان آور خانواده هست و وظیفه دارد که علاوه بر احتیاجات عاطفی و مسئولیت های پدرانه خود ، نازهای اقتصادی خانواده را در حد نیاز برطرف کند. اما تصور کنید که حالا این مرد نتواند احتیاجات اقتصادی را برآورده کند. طبیعتا جلوی همسر و فرزندانش شرمنده می شود و اگر وضع به همین روش ادامه پیدا کند طعم گرسنگی را خواهد کشید و بیشتر از این طاقت شرمندگی را ندارد و طبیعتا برای سیر کردن خود و خانواده اش و برای تامین مخارج ، از دیوار مردم بالا خواهد رفت . دزدی خواهد کرد . به قاچاق روی خواهد آورد و اگر زن باشد شاید خود فروشی هم بکند و بسیاری از این قبیل و به همین راحتی بسیاری از ارزش های جامعه به زیر پا می رود.
چندی پیش رئیس جمهور اعلام کرده بود که سود بانکی باید کاهش یابد . من هم برای انجام کاری چند روز بعد از این قضیه به بانک رفتم و دیدم که پیر مردی تقاضای وام داشت و مسئول مربوطه در کمال بی ادبی پاسخ داد که بروید وامتان را از رئیس جمهور بگیرید.
در بالا صحبت از فقر شد. اما در رشته اقتصاد تعریفی در این باره داریم به نام " خط فقر " که اگر در آمد مدیر خانواده ای از حد معینی کمتر باشد آن شخص یا خانواده فقیر هست که بسته به جمعیت خانواده این رقم هم تغییر می کند . من از منابع غیر رسمی رقم هایی را شنیدم که بالا بود و بسیاری از کارمندان و کارگران به رقم حقوق هایشان اعتراض کرده بودند که از خط فقر هم بسیار پایین تر است. اما این روزه بجای خط فقر واژه دیگری به نام " خط بقا " آمده است. که چگونه این ارقام را محاسبه می کنند خدمتتان عرض می کنم.
طبق تعریف هر انسانی برای زنده ماندن و انجام ابتدایی ترین کارهای روزانه اش به 2000 کالری انرژی نیاز دارد و اگر کسی بتواند این رقم یا بیشتر کالری مصرف کند بالای خط بقا و گرنه در زیر خط بقا خواهد بود.
در علم اقتصاد برای تعیین نرخ تورم از روشی استفاده می کنند. که در این روش سبد کالای خانواده مورد مطالعه قرار می گیرد و بر اساسا افزایش قیمت این سبد خانواده نرخ تورم محاسبه می شود. اما در سبد خانواده ها مواد ضروری و مورد نیاز مشاهده می شود. و در واقع نرخ تورمی که سالانه بانک مرکزی اعلام می کند از واقعیت کمتر است.
اگر شما نرخ گوشت و غذاهایی مثل چلو کباب و نظیر آن را محاسبه کنید. نرخ تورم ازنرخ بانک مرکزی بیشتر خواهد بود و برای کاهش دادن نرخ تورم می توان کالای سبد خانواده را تغییر داد و به رقم دلخواه داد. که بحث در این مورد نداریم.
اما چیزی که این میان مهم است. افزایش نرخ تورم و پایین بودن حقوق هاست که با تورم برابری ندارد و این باعث خواهد شد تا آنطور که در بالا گفتم بسیاری از ارزش های جامعه ما زیر پا خواهد رفت . و علاوه بر خود فروشی برای بانوان و روی آوردن به قاچاق و دزدی و امثال آن که برای مدبران خانواده ممکن است رخ دهد باید به فرزندان خانواده های فقیر هم توجه داشت. طبیعتا آن ها جوان هستند اگر درد گرسنگی را نچشیده باشند حد اقل انتظارات زیادی از قبیل اینترنت . تلفن همراه . تفریحات و دانشگاه و نظایر آن را دارند که اگر به خواسته های خود نرسند آن ها نیز به ارزش ها را زیر پا خواهند گذاشت.
همه ما فیلم فقر و فحشا مسعود ده نمکی را دیده ایم و تاسف هم خورده ایم و باید چاره اندیشی کرد.
و در مثل هم داریم که انسان گرسنه دین و ایمان ندارد. و طبیعتا اگر وضع همینطور ادامه پیدا کند اوضاع وحشتناکی داریم.
البته جای رضایت دارد که رئیس جمهور قرار است با منتقدان اقتصادی جلسه ای داشته باشند و برای بسیاری از موضوعات چاره اندیشی کنند. که امیدواریم جلسه ای پربار باشد.
از اقتصاد که بگذریم به بیکاری می رسیم که درصد آن بسیار بالاست و افراد بیکار در نظام اقتصادی سربار دیگران و قشر شاغل محسوب می شوند. اما آیا حقوقی مانند دویست هزار تومان در سال حقئقی مناسب است. این فرد حتی مخارج خود و خانواده اش را نمی تواند تامین کند چه برسد به این که بار سربار خود را هم بکشد. و باید اعتراف کنیم که افراد شاغل هم درآمد ناچیزی دارند که با این اوصاف شغل هایی مانند دلالی بوجود می آیند که به اقتصاد لطمه شدیدی وارد می کنند.
از بعد اقتصادی که خارج شویم. افراد بیکار هم می خواهند ازدواج کنند اما وقتی کار ندارند طبیعتا کسی به آنها دختر هم نخواهد داد این فرد سرشکستگی اش افزایش می یابد و آینده ای وخیم خواهد داشت. اما همین فرد بیکار هم به موضوعات جنسی نیاز دارد و نمی توانیم به همه بیکاران بگوییم که زندگی عارفانه در پیش گیرید و آنها هم به فخشا روی خواهند اورد.
امیدواریم و دعا می کنیم که جلسه رئیس جمهور با منتفدان اقتصادی به نتیجه ای برسد مردم از این گزند ها در امان بمانند.
** حاشیه : جای بسی شادمانی دارد که سازمان های دولتی بالاخره به استفاده از خط فارسی در ارسال پیام کوتاه ملزم شدند. و امیدواریم که این عمل پسندیده ادامه داشته باشد.
شاد و موفق و سربلند باشید.
ایران سربلند ، ایرانی سرفراز و پرچم سه رنگ ایران در احتزاز باد
آرمین رادمنش